آدمهای روانی ، و انسان های احمق!
۱- بنده بعد سه روز از ورسک اومدم پایین و در جریان بعضی خاله زنک بازیای این مدت نیستم!! علاقه ای هم ندارم در جریانشون قرار بگیرم!!!
۲- ای آدم بی شعور کهنه کار ، که یه مدته میای بد و بیراه می نویسی تو کامنت دونی بنده ، و جوابی هم از من نمی گیری ، بددهن بودن محض ، یه افتخار نیست! واقعا نیست!! من این وبلاگ رو واسه دل خودم ساختم و خیلی هم برام مهم نیست که کسی خوشش بیاد ازش یا نه ( دروغ نگم ، جز چند نفری که برام خیلی عزیزن و خوشحال می شم که من رو می خونن) یا بیاد و بگه چیزشعر می نویسم و ازین حرفا!! حالا اگه مشکلی داری با اسم وبلاگم یا بی ادبیم یا عوامفریب بودنم یا هر کوفت دیگه ای ، خوب یه روز تصمیم بگیر که هر دفعه وبلاگمو ریفرش نکنی تا ببینی چی می نویسم و بعدش بیای اینجا هر روز و هر روز مزخرف بگی!! به این امیدی که یه بار کامنتت تایید شه ، یا جوابی از من بگیری ...
۳- عزیزان بی شعور جدیدی که چند روزیه به اون جانور قدیمی چند اسمه اضافه شدین و اینجا رفت و آمد دارین هر روز ، می دونم چقدر تفریح جذابیه براتون که یه دشمن مجازی واسه خودتون درست کنین و با بی احترامی کردن بهش ارضاء بشین! می دونم خیلی حال می ده بهتون ، ولی به شرطی که منم پا به پای شما بیام!! باور کنین اینقدر تو زندگی حقیقی ام دغدغه و دلمشغولی دارم که به شخمم نیست این حرفا و نمی تونم باهاتون بازی کنم! برین و با یکی دیگه بازی کنین!
۴- عزیزانی هم هستن که خیلی مقصر نیستن ، فقط فهمشون یکم کمه و زود جوگیر می شن! یا یکی مخشونو کار می گیره و جوگیر می شن!! به هرحال در اصل مسئله تغییری ایجاد نمی کنه!! جوگیر شدن!! / ببینین!! من معمولا به جز وبلاگ دوستان مجازی و حقیقی ام ، نمی رسم وبلاگ جدیدی رو بخونم... مگه ماهی یه بار! / و به جز واسه همین دوستان عزیزم هم ، معمولا نمی رسم برای اون وبلاگهای جدیدی که اتفاقی پیدا می کنم ، کامنت بزارم! / اگرهم بزارم ، امکان نداره که یهو صمیمی شم و حرف چرت و پرت براشون بنویسم!!! (جز یه بار که یه سوئ تفاهم ساده بود و مال الانا نیست!) / درسته! من برعکس همه ی شما ، خیلی بی ادبم ، ولی همچین کاری رو با کسی که نمی شناسم نمی کنم! (البته برعکسش هم صادقه! چشم اونهایی که باهاشون راحتم و دوس دارم بلاگشونو کور ، باید تحملم کنن!!) / حالا اگه یه روانی پیدا شده اومده به اسم من ، برات فحش خواهر مادر نوشته و گفته چرا شوهر پیدا نمی کنی و ازین خزعبلات ، این دیگه به فهم و شعور خودت بر می گرده که برخوردت با این شوخی ابلهانه ای که باهات شده چی باشه!! بری یه سی ثانیه تحقیق بکنی ببینی آیا همچین سابقه ای داشته مردی که لای در رید (در ضمن اسمم به خودم مربوطه! این هزار بار!! بلغمی ها! ) ، یا بیای سرتو مث گاو بندازی تو آخور مردم و هرچی دهنته بارشون کنی!! آخه یه جو فهم و شعور هم بد چیزی نیست! اگه یه آدم بی کار آشنا یا غریبه ، از روی حسادت ، بیماری روانی ، یا هرچی دیگه ، میاد مستقیم به شما فحش چارداواری می ده و بعدش اسم منو می ذاره پای فحش نامه اش ، باید دو ثانیه اون مغزت رو کار بندازی که من برای چی باید بیام به کسی که نمی شناسمش چار تا حرف درشت از کس و کارش بنویسم و برم!!! ( بگذریم ازینکه اون لحظه ای که تو داشتی با خودت درگیر می شدی و از زبون من به خودت بدو بیراه می نوشتی ، من بالای کوه ها داشتم بال بال می زدم و رو ریل قطار می دویدم تا با شوخی احمقانه و خطرناک یکی از اقوام ، جونم رو از دست ندم!!!!)
۵- در خاتمه اینکه ، این خاله زنک بازیا رو بندازین کنار!! خاک بر سرتون!! همینه که عالم و آدم می زنن تو سر آدمهایی مثل شما!!! اتفاقا من برای اون آدم بیمار روانی که میاد از زبون من یا کس دیگه ای براتون کامنت می ذاره ، احترام و ارزش بیشتری نسبت به شما آدمای جوگیر ساده لوح قائلم!! چون اون لااقل می دونه که داره چیکار می کنه و چه هدفی توی سرشه ، ولی شماها هیچ موقع نمی فهمین که چطونه!!!
پی نوشت ۱: دلیلی نداره که بازم بیایم راجع به این مسائل حرف بزنیم!! دیگه رفت تا هزار سال دیگه!
پی نوشت ۲ : اولین بار که از مرثا شنیده بودم همچین پدیده ای هم تو این دیوانه خانه ی بلاگفا وجود داره ، برام مضحک بود و جدی نگرفتم!!! به خودم می گفتم مگه می شه کسی بیاد و از زبان یه کس دیگه کامنت بزاره واسه وبلاگی.... / ولی مدتیه که این برای من باب شده و به اصطلاح گراز افتاده به جون وبلاگم!!! خداومند آدمیزاد رو از دو چیز بر حذر داره:
آدم ها روانی ..................... و انسان های احمق!!