کلا مسائل و باورها از نظر من بر دو قسمند! : اونهایی که تقریبا بر درستی شون اطمینان دارم (۳٪ موارد) و اونهایی که هیچ نظر قطعی نسبت بهشون ندارم! (۹۳٪ موارد) / مسائل دینی و اعتقادی هم جزو این دسته ی دوم هستن!! چون اولا باید اعتراف کنم که دانسته هام در مورد زندگی حیوانات و حشرات ، از دانسته های عقیدتی من بیشتره! ( البته اینو بگم که اگه نبود حرف مردم و ترس از عاق والدین شدن ، من الان یک جانورشناس زبده بودم!! ) و از طرف دیگه ، ۹۹٪ مردم یا اینور اینورن! یا اونور اونور!! در هر دو صورت هم فرقی نمی کنه! به هرحال ریختن خون یک آدم به خاطر عقاید دینی اش مستحب و چه بسا واجبه ! از این رو همیشه ترجیح دادم کمتر در مورد این مسائل حرف بزنم ، مگر نزد دو سه تن از صمیمی ترین دوستانم که اطمینان دارم درسته من همیشه سرشون رو می بَرَم ، ولی اونها سر من رو نمی بُرَن هیچ موقع! ( این کاره نیستن البته! وگرنه آرزوشونه سر به تنم نباشه! D: )

وقتی این پست ساقی رو خوندم ، با اینکه یک درد دل تکراری به نظر میومد که بارها و بارها در موردش صحبت کردن دوستان، ولی یه چیزی قلقلکم می داد که منم در موردش حرف بزنم! تا حالا دست کشیدم ازین کار ، چون اولا خودم مطمئن نبودم کدوم یک ازین افکاری که توی ذهنم میان و میرن درست هستن! ( جدا ازین بحث قدیمی که آیا درست و غلط وجود داره یا نه!!!! ) و ثانیا مطمئن نبودم که به کسی برنخوره!!

پس اومدم نظرم رو در مورد خاطره ی این دوست خوبم ، به زبان خودمونی و طوری که انگار از دهان چهار نفر مختلف بیرون اومده نوشتم! با این توضیح که دلیلی نداره که فقط یکی ازین نظرات ، یا اصلا هیچ کدومشون ، به نظر شما درست برسه... / پس شما و این گفتگوی این چهار علاف بی کار:

الف ) ببینین! بدون هیچ تعصب بی جایی! من حرفم اینه که چرا بایستی به خودمون اجازه بدیم ، که به این راحتی به اعتقادات همدیگه توهین کنیم؟ به راستی تا چه حد حق داریم که به حریم خصوصی دیگران تجاوز کنیم و باورهای راستین اونها رو زیر سوال ببریم؟ یعنی هیچ خطوط قرمزی برای آدمها وجود نداره؟ تا کجا می شه درین راه پیش رفت؟ آیا این هم مث مسائل سیاسیه که هرکی از راه برسه و بی هیچ قید و بندی و به اسم آزادی بیان بتازه به اونچه که ما یه عمر می پرستیم و سالهاست که با امید بهش زنده ایم؟؟ به همین راحتی؟؟ / چرا بعضی ها پیدا می شن که به این راحتی مسائل رو با هم قاطی می کنن؟ این مسائلی که امروز بر ما می ره ، چه دخلی به اسلام داره؟ چه ربطی به خدا داره؟؟؟ آیا اصلا اینها ربطی به دین و ایمان و اعتقادات آدم ها داره؟؟  مثلا اگه توی یه دوره ای تو همین اروپای مترقی شما، به گالیله انگ کافری زدن و ژاندارک ها رو سوزاندن ، این به معنی خشونت و بی رحمی مسیحیته؟؟ آیا این درسته که همه ی اشتباهات و گناهان انسانها رو از چشم دین و مذهب ببینیم؟؟؟ آیا نماز خوندن من و مکه رفتن ما مسلمون ها باعث این بدبختی هاست یا چیزهای دیگه!!!؟ به نظر من ، یه حدودی باید باشه این وسط و یه خط قرمزی ، که هیچ کس به خودش اجازه نده ازون خطوط رد بشه و به این جور عقاید مذهبی دیگران ، به اسم روشنفکری و عالم دهر بودن توهین کنه!!

ب ) پس بزارین من هم صحبت امو با این گفته  آغاز کنم! : " اگر قرار بود عقاید و اعتقادات هرکسی محترم باشه ، پس باید همه مون به عقاید نازی ها و جناب هیتلر هم احترام بزاریم و نقدشون نکنیم!!" / این حرف ایشون رو باید طلا گرفت!... بعله ، کی گفته که به بعضی از عقاید می شه دست برد و انتقاد کرد ازشون ، و به بعضی دیگه نه!!؟ اصلا این "بعضی" رو کی باید تعیین کنه؟؟ شما؟ یا هرکی که جنگی رو برده؟ هرکی که قوی تره و سمبه اش پر زور تر؟؟ یعنی تو مملکت فرنگ نشه هلوکاست رو زیر سوال برد، چون نازی ها شکست خوردن،  و تو مملکت ما هم اگه بگی بالای چش فلان بزرگواری ابرو بوده و فلان جای کمیتش لنگ بوده ، دهانت رو با سرب داغ پر کنن؟؟ نخیر هم!

پ) ببین عزیزم!  من نه نظرم مث جناب الفه نه مث جناب ب !! من خودم هم زیاد ازین مسائل دینی و مذهبی سر در نمیارم! به نظر خودم هم بعضیاشون یکم عجیبن و بعضا غیر منطقی! لااقل به فکر من و به اندازه ی شعور من! پس این حق رو برای خودم محفوظ می دارم که در درستی بعضیاشون شک کنم ، ولی این طور هم نیست که بشه بهشون تاخت! خوب آره ، بعضی ... یا اصلا خیلی از این قوانین مذهبی ، بدیهیه که واسه زمان خودشونن فقط و اجرای اونها برای این دوره و زمونه اشتباهه، ولی این که دلیل نمی شه شما بیای کل اشو ببری زیر سوال!! / چی؟ نبردی؟ چرا دیگه برادر من! شما که میای می گی چرا مثلا نماز می خونی و چرا بهمان کار می کنی ، خوب اولا به شما چه؟ مگه نماز خوندن ایشون ، گره ای یا ضرری به کار شما می رسونه؟؟ من خودمم خیلی اعتقاد ندارم به بعضی چیزها ، ولی نمازمو می خونم! این یه چیزیه بین من و خدای خودم! خوندنش ضرری که نداره ، ولی اگه واقعا راست باشه - که من براین باورم که حقیقت داره - چرا با زیر سوال بردنش این شانس رو از خودم بگیرم؟؟ من می گم واسه هر چیزی و هر کاری نبایست دنبال دلیل عقلانی و منطقی گشت! اومد و عقلت نرسید!! کی می خواد جواب این همه اشتباهات بزرگ رو بده؟؟ تو اون دنیا میای و شفاعت همه رو می کنی؟؟ هان؟؟ / ببین بزار خلاصه اش کنم ، چون در مورد بعضی مسائل، مغزت بهتر از دیگران کار می کنه ، مثلا خوب شعر می گی ، خوب داستان می نویسی یا خوب ریاضی حل می کنی ، دلیلی نداره که فکر کنی همه چی رو می تونی خوب زیر سوال ببری!!

ت) ببینین !! تا به من رسید ، وقت برنامه تموم شد!! ولی من حرفمو می زنم!! حتی اگه من رو با تیپا بندازین بیرون!! همهتون گوش کنین!! معلومه که من توهین می کنم به عقایدتون!!! نه که عقیده تون اشتباه باشه!! چون من اصلا سر درنمیارم ازشون که بگم اشتباهه یا نه!! واسم مهم هم نیست! ولی مگه تو احترام گذاشتی؟ مگه تو شده که به آهنگی که من گوش می دم نخندی؟ قیافه امو و رفتارمو و لباسمو مسخره نکنی؟؟؟ شده به مدل موی سیخ سیخی من نخندی!!؟ می گی وصلم کردم به برق تا سیخ سیخی شه؟؟ خوب آره! وصلم کردن به برق! ولی این به تو چه مربوطه! مگه موی من رو به برق خونه ی تو وصل کردن که زر زیادی می زنی و خوشمزگی می کنی!؟؟ ... ( مودب باش آقای "ت" !) / وسط حرفم نپر!! ...  جناب "الف"!! مگه خود تو نبودی که به موش و میمون و گاو پرستیدن هندوها می خندیدی؟ چطور اونها اعتقاد نبودن!؟ فقط آیین های خودت اعتقادن و بقیه چس و باد هوا هستن؟؟ با توهم جناب "ب"!! چرا داری پچ پچ می کنی و لابی تشکیل می دی با "پ" که برنامه رو قطع کنن و من رو بندازن بیرون!! همیشه تا امثال ما میان حرف بزنن ، یهو رم می کنین همه تون!! / بسه!! بسه!!  این اداها و تیریپ های احترام به عقاید و روشن فکری ها به ریخت و قیافه هاتون نمی آد! برین جمع کنین کاسه کوزه هاتونو!! ادای ملت سوئیس رو در نیارین واسه من!! راستی ، جناب "مردی که" ، خود تو نبودی که  چن سل پیش ، . . . در مورد اون قضیه . . . . . هییییی . . . . .

پی نوشت اول: خوب آزادی بیان خوبه ، ولی تا زمانی که کسی شخص بنده رو زیر سوال نبره! دیگه قرار نشد جناب "مردی که" رو هم ضایع کنی!! نا سلامتی همه تون دارین از تریبون من استفاده می کنین!! عجبا!!

پی نوشت دوم: مرسی از دوست خوبم ساقی ، که می دونم به خودش نمی گیره و می فهمه بحث شخصی نیست و خیلی کلی تر ازین حرفاست (: ..... ( و کاملا بیهوده!)

پی نوشت سوم: این جانب ، "مردی که لای در رید " از همین تریبون دعوت می کنم بی اونکه توهینی به کسی بکنین ، نظرتون رو بنویسین.

پی نوشت چهارم: بنده به شخصه جام جهانی فوتبال ۲۰۱۰ رو تحریم می کنم! این کار اینگیلیسیای کثیفه !.

پی نوشت آخر: من همیشه ی خدا گفتم: "گهی پشت به چیز و گهی چیز به پشت! " / نمی دونی چه حالی داره که داور مقاله ی استادتون بشین!! D:

 

بسیار بعدا نوشت!! : همون طور که حدس می زدم ، این بحث ها یه جور تابوئه تو این مملکت! چون دقیقا با تعداد نظراتی که می بینید ، کامنتهای خصوصی درین مورد برام اومد که نظرشون رو صادقانه ابراز می کردن و دوست هم نداشتن که پابلیش بشه حرفاشون ( البته خوبیش این بود که نظرات اون عزیزان به مراتب جدی تر و عمیق تر  بود و برعکس تعدادی از دوستان ، کمتر به بحث روانی بودن بنده و وصف حالات و وجنات حقیر و مسائلی از این قبیل می پرداختند!! ) 

به هر حال احترام می ذارم به عقیده هاتون و خوشحالم که نظرتون رو در این مورد مهم فهمیدم.